یه اظهار نظر اقتصادی می خوام بکنم نصفی شوخی نصفی جدی .البته من شانس ندارم و بعضی خوانندگان وبلاگم معمولا نصفه اول و دوم رو یه جور می بینند.نمونه اش هم مطلب قبلی بود که همه فکر کرده بودند من از ته دل ناراحتم که چرا ۱۰۰ میلیون هزینه نکرده ام که حالا نماینده مجلس باشم و مجلس پولش رو برگردونه !!یا اینکه مثلا من واقعا متاسف شده ام که چرا مثل آقای کردان مدرک دکتری جور نکرده ام!بگذریم...

من از اونایی نیستم که توهم توطئه داشته باشم اما از طرفی بعضی مسائل به شکل تابلویی آدم رو قلقلک می دن که حرفای نامربوط بزنه !مثلا همین بحران اقتصادی آمریکا و طرح نجات ملی جرج بوش .من نفهمیدم این چطور بحران خطرناکی برای امریکاست که دلار تو سری خورده ی یک ماه پیش روز به روز داره به ارزشش افزوده میشه و نفت گرون ۱۳۰ دلاری هم رسیده به هفتاد دلار !!کشورهای شرقی که رقیب آمریکا بودند و اقتصاد آمریکا را در موازنه قدرت به شدت عقب رونده بودند هم به نحو حیرت انگیزی ضربه خورده اند.
اگه یادتون باشه چند سال پیش هم وقتی ۱۱ سپتامبر پیش اومد یک سری از نظریه پردازان و تحلیلگران سیاسی در دنیا این اعتقاد رو داشتند که این انفجارها ساخته ی دست مافیای اقتصادی و سیاسی است برای اینکه دست دولت آمریکا برای اقدامات بعدی باز بشه.من فکر می کنم این یه اصل عقلائی در بازی سیاست هست که آدم بیاد و یه ضرر مقطعی رو تحمل کنه اما در نتیجه ی اون کار ، معادله رو برگردونه سر جای قبلیش .خیلی از آمریکایی ها از نژاد آنگلوساکسون هستند و از انگلیسی های پدر سوخته هم که هیچی بعید نیست !
ميمند شهري بسيار كوچك و خيلي خلوت در استان فارس است.البته نام آن "مي +مند" نشان دهنده ي اين است كه در زمان هاي قديم از محصولات باغي آن استفاده هاي نامشروع هم مي شده است!اشكان دوست همكلاسي دبيرستاني من بچه ي آنجاست و به همين مناسبت از حدود بيست سال پيش آنجا را مي شناسم.ارديبهشت آن به خاطر گل هاي رز وساير فصولش به خاطر بوي عرق هاي گرم و سرد گياهان مختلف دل انگيز است. آخر هفته اي فرصتي دست داد تا با بخشدار و برخي اعضاي شوراي اداري بخش بوشكان به قصد تفريح به آنجا برويم.در باغ يكي از اعضاي شوراي شهر اطراق كرديم.باغي كه مانند ساير باغات بزرگ ميمند داراي كارگاه "گلاب گيري " و "عرق گيري" است.بازار پررونقي بود .البته بيست سال پيش كارگاههاي كوچك شيشه سازي هم در ميمند بود كه براي عرقيات توليدي خود شيشه را هم توليد مي كردند.امروزه به خاطر مقرون به صرفه نبودن و توليد انبوه بطری هاي پلاستيكي اين صنعت حذف شده است.

توليد كشمش و مويز از انگور، عسل ، رب انار و ساير محصولات مشتري دار از ميوه ها هم رونق دارد.برايم جالب است كه مردم يك روستا از قديم به اين فكر بوده اند كه داشته هاي خود را به نحو احسن فراوري كنند و ارزش افزوده چندين برابري و اشتغال قابل توجه ايجاد كنند.آن روستا به لطف همين خوش ذوقي و خوش فكري و پشتكار امروز به يك شهر توريستي تبديل شده است.نمي دانم در استان بوشهر هم كاري براي استفاده از خرما و محصولات دريايي و اخيرا نفت و گاز براي توسعه اقتصاد روستايي انجام شده است يا خير ؟
* کنار پذیرش بیمارستان ایستاده ام که نوبتی بگیرم.مرد جوان از خانم متصدی پذیرش می پرسد ویزیت با وجود دفترچه تامین چقدر است؟خانم همینطور که سرش به کارش گرم است می گوید:۲۳۰۰ تومان .می گوید عکس چطور ؟جواب می شنود این را از رادیولوژی بپرسید اما فکر کنم حدودا ده هزار تومان .مرد سرش را بر می گرداند و به ارامی به پیرزنی بیمار که ظاهرا مادرش است می گوید ویزیت ۲۳۰۰ تومان است.پیرزن آهی می کشد و می گوید :اووووووووووووووووووه .دو هزاااااااااااااااار و سیصد تومان.مادر من که گفتم اگر پول نداری لازم نیست دکتر برویم.تحمل می کنم......
*تلفنم برای هزارمین بار زنگ می خورد.یکی از آشناهاست.فلانی چند ماهی است بیکار است.خرج خانواده اش را من می دهم.ببینید دور و برتان کاری پیدا نمی شود.نگرانش هستم دیروز به شوخی گفته دیگر تحمل ندارد و خودش را به دریا می اندازد.می ترسم جدی بگوید.....
*روزی حداقل ۵ مورد از این تلفن ها دارم.دیروز چون تعطیلی بود ۳ مورد داشتم.
*دیشب به سختی خوابم برد.کاش کسانی که تصمیم گیر هستند مثل من گذرشان به بیمارستان می افتاد و اتفاقی صدای یک بیمار را می شنیدند .یا اینکه فرصتی داشتند كه از اینگونه تلفن ها بشنوند.
جايي كه من زندگي مي كنم از برق و آب شبكه سراسري استفاده نمي كند و به همين دليل تجربه خاموشي يا قطع برق ندارم .جمعه براي شركت در مجلس ختمي به برازجان رفته بودم و در حاشيه آن دوستاني را ديدم .همه از خاموشي در ساعات داغ روز گلايه مند بودند.البته همين دوستان مي گفتند آب اگر چه به ندرت وصل است اما با آن كنار آمده ايم چون قابليت ذخيره سازي دارد و از طرفي مي دانيم كه خشكسالي هست و دولت تقصيري ندارد.
از طرفي اظهارنظر وزير محترم نيرو را شنيدم كه گفته خاموشي ها نيز ناشي از همان خشكسالي كذايي است ! من البته سواد برقي ندارم اما با آمار بيگانه نيستم.مطابق آمار سهم برق آبي كشور در سال ۱۳۷۹ حدود ۵ درصد بوده و پس از آن و با تلاشهاي صورت گرفته اين عدد اخيرا اندكي از ده درصد بيشتر شده است.مفهوم آن اين است كه خشكسالي نمي تواند تاثير اينچنيني بر توليد برق كشور داشته باشد.من اگر چه دليل دقيق خاموشي ها را نمي دانم اما شايد اگر به جاي ايشان بودم دلايل موجه تري مثل اورهال (تعمیرات اساسی) مولدهای برق و یا مشکلات تامین مالی پروژه های در دست اجرای نیروگاهی را ذکر می کردم که محصول شرایط سیاسی و سخت گیری قدرتهای استکباری بوده و تقریبا مشکل مشترک اکثر پروژه های کشور است.البته اینکه دلیل خاموشی چه باشد برای مردم تفاوتی نمی کند اما شاید اگر در توجیهات شفاف تر و صادق تر باشیم مردم مانند مبحث آب همراهی بیشتری کنند.
فلسفه ي وجودي دولت ها هماهنگي و هدايت امور كلي و عمومي كشور با استفاده از درآمد مالياتي است.در اين تعريف مردم كار مي كنند و از محل درآمد خود به دولت مبلغي مي پردازند تا بر اساس آن دولت به عنوان خدمتگزار و نماينده ي آنها ،امنيت ،آموزش و بهداشت آنها را تامين كند.براساس اين مدل دولت درآمد اختصاصي نداشته و خودش مفهوم مستقلي از مردم ندارد.
حالا فرض كنيد در كشوري ،دولت هيچ اتكاي درآمدي به مردم نداشته باشد و خودش براي خودش از محل فروش نفت و تصدي (نه نظارت) صنايع و مشاغل مهم صاحب درآمد نجومي باشد.آيا دولت در اين مفهوم حتي اگر بخواهد مي تواند خود را خدمتگزار بداند؟آيا اگر مثلا شخص (الف) خودش ميلياردر باشد به هيچ وجه حاضر است مستخدمي شخص (ب) با حقوق معمولي را بكند؟آيا رابطه ي عقلاني و معمولي دولت و مردم در اين حالت شكل مي گيرد؟

من نتوانسته ام پاسخي براي اين سوال پيدا كنم .ما به عنوان جمعي از جوانان علاقه مند به مسائل اقتصادي ،سياسي و مديريتي در تهران به صورت ماهانه جلساتي داريم كه در آن صاحب نظران اقتصادي ،سياسي و فرهنگي درون حكومت دعوت شده و به سوالات پاسخ مي دهند.هفته ي گذشته اين جلسه با حضور دكتر مفتح معاون وزیر بازرگانی و دكتر صفوي مدرس دانشگاه كه هر دو دكتراي اقتصاد دارند برگزار شد.ايشان با اعتقاد به لزوم اجراي اصل ۴۴ معتقد بود دولت همچنان بايد مالكيت فروش نفت را به شكل فعلي در اختيار داشته باشد.بنده سوال فوق و اينكه رابطه دولت و مردم در اين حالت مخدوش مي شود را پرسيدم .پاسخ قانع كننده اي نداد.بنده معتقدم اقتصاد امري فطري و مبتني بر حقايق و اصول ثابتي است كه با مدلهاي دستوري و دست ساز سازگاري ندارد.در حكومتهاي اسلامي (پيامبر اكرم ص و امام علي ع)نيز تنها به هدايت مردم و تبيين كسب حلال و حرام و نظارت بر آن و دريافت ماليات براي اداره امور كلان حكومت و مردم اقدام شده و شاهدي بر فعاليت اقتصادي مستقل آن بزرگان ديده نشده است. با اين توصيف بنده مدل اقتصاد بازار را به شكل كامل آن مي پسندم و اعتقاد دارم دولت بايد كاملا خود را از تصدي امور اقتصادي كنار كشيده و به نظارت صرف بر اساس اصول و ضوابط اسلامي-كه منافاتي با اصول پذيرفته شده ي اقتصاد آزاد ندارد- بپردازد.بر اساس اين ديدگاه حتي شركت نفت ايران هم بايد خصوصي باشد و به دولت ماليات و بهره ي مالكانه بپردازد .شما چه فكر مي كنيد ؟
نگاه اول:رکورد جدید در قیمت نفت ،عبور نفت از ۱۲۰ دلار ،رسيدن نفت به ۱۲۳ دلار و... تيترهايي از اين دست اين روزها و طي ماههاي گذشته به كرات در اخبار رسانه ها ديده مي شود.از طرفي بودجه كشور بر اساس قيمت نفت زير ۵۰ دلار بسته شده است.ورود درآمد اضافي نفت به خزانه دولت و يا صندوق ذخيره ي ارزي نيز عملا تا به امروز منشا تاثير مهمي در كشور نشده است.
نگاه دوم:در سن و سال من ، يكي از دغدغه هاي مسئولين رده اول كشور كه بارها از تريبونهاي رسمي اعلام شده ، سوق دادن اقتصاد به سمت كم كردن اتكا به درآمد نفتي و حتي در حالت ايده آل آن "بستن شير چاههاي نفت " بوده است.مطابق اين ديدگاه خام فروشي نفت باعث تنبلي و آسيب پذيري اقتصادي مي شود .دليل ديگز صاحبان اين ديدگاه اين است كه نفت فقط مال ما نيست براي آيندگان و فرزندان ما هم هست.

نگاه سوم:يكي از دغدغه هاي هميشگي مسئولان وزارت نفت افزايش ميزان توليد (و نه افزايش قدرت توليد) است.راستي اين اضافه توليد براي چيست؟مگر ما كمبود درآمد داريم؟ ممكن است دليل آن رسيدن به سهم قابل توجه در اوپك باشد اما آيا در حالتي كه قيمت نفت سير صعودي اينچنيني داشته و بعيد هم به نظر مي رسد عقب گرد كند باز هم اين مساله مهم است؟
نگاه چهارم:يكي از اقتصاد دانان و فعالان رسانه اي در نوشتاري خواهان كم كردن توليد نفت و ثابت نگه داشتن درآمدها شده بود.از نگاه ايشان زير زمين براي حفاظت از حقوق آيندگان امن تر از صندوق ذخيره ي ارزي است !!
نگاه شما :به نظر شما كدام گزينه بهتر است؟راه بهتري غير از موارد فوق براي صيانت از حقوق آيندگان و حفظ حقوق نسل حاضر وجود دارد؟