يكي از مسئوليتهاي مهم نفت در كشورهاي مختلف "مسئوليت اجتماعي" بوده و هست .اخيرا دوست دانشمندم آقاي دكتر آذين سلسله مقالاتي تحت همين عنوان در وبلاگ خودشان منتشر كرده اند.در استان بوشهر هم يكي از دغدغه هاي مردم و مسئولين خصوصا در مناطق همجوار تاسيسات همين مساله بوده و معمولا هم نوعي نارضايتي از عملكرد نفت در حوزه توجه به مسائل اجتماعي وجود داشته است.البته به عنوان يك بوشهري نفتي با اطلاعات قابل توجه از ميزان و نوع تعاملات استان و نفت ، بخش قابل توجهي از گلايه هاي مردم را به حق مي دانسته ام و از طرفي منكر انجام فعاليتهاي قابل تقدير نفت در برخي از حوزه ها هم نبوده ام.اما آنچه واقعيت دارد اين است كه رويكرد برخي مديران خصوصا مديران حوزه گاز كه زودتر پايشان به استان باز شده بود در سالهاي اوليه "جامعه گريزي" و دادن امتياز حداقلي آن هم در شرايط اعسار و ناچاري بوده است.يك روز قبل از آغاز مهرماه بخشدار محترم بردخون تلفني خواستند در مراسم آغاز سال تحصيلي مدرسه كالو به عنوان كوچكترين مدرسه جهان شركت كنم .بعد هم تماس ناموفقی از معلم مدرسه دیدم که احتمالا برای همین موضوع بود ولی به علت عدم حضور در استان امكان شركت ميسر نبود و توفيق حضور در اين افتتاحيه و تجديد ديدار با دوست ارزشمند جناب اقاي شعراني سرباز معلم مدرسه مذكور را نيافتم.البته در ایام عید امسال به بهانه نمایشگاه عکس به دیدار مدرسه و دانش آموزان و مدیر خوبش رفته بودم .ديروز نامه اي اداري دريافت كردم حاوي دستور آقاي سوري مديرعامل سازمان منطقه ويژه مبني بر تامين مايحتاج مدرسه مذكور از ميني بوس گرفته تا لامپ روشنايي.نامه حاوي دو صفحه ليست اقلام بود.خيلي خوشحال شدم كه عبدالمحمد شعراني توانسته مدرسه كوچكش را جهاني كند و پاي رئيس جمهور و مسئولين رده هاي مختلف را به آن باز كند و همچنين نفت نيز رويكرد توجه به نيازهاي بيرون فنس را انتخاب كرده است.متن هامش آقاي سوري اگر درز اطلاعات سازماني محسوب نشود ! ـ به اين صورت است :
"با سلام با انجام همه موارد موافقم به شرطي كه چند ماه به طول نكشد وبا فرماندار ورييس آموزش پرورش ومعلم انقلابي وبصير جناب اقاي شعراني هماهنگي شود.منتظر تشكيل اولين جلسه وهماهنگي وانجام كار هستم.فعلا حرف وپيشنهاد كافي است..دست به عمل متعهدانه ومدبرانه وسريع بزنيم عمل عمل عمل.....بعد ظهر4شنبه آينده اولين گزارش كارهاي انجام شده واجراي مصوبه هيات مديره (تامين يك دستگاه ميني بوس)توسط گروه ارايه گرددگزارش عملكرد و نه گزارش جلسه و..."
چند شب پیش در حالی که تنها و خود راننده بودم از شیراز عازم عسلویه شدم .حدود ساعت ۲۲:۳۰ در فیروزآباد زنگ زدند که مسيرم را عوض كنم و به بوشهر بروم .در مسير فيروزآباد فراشبند آنچه تعجبم را برانگيخته بود اين بود كه هوز نيمه شب نشده چرا اينقدر جاده خلوت است؟آن هم جاده اي كه مثلا دو مركز شهرستان را به هم وصل مي كند .شايد باورش سخت باشد اما در طول نزديك به ۷۰ كيلومتر فقط يك وانت و يك تريلر ديدم. بعد از "باچون" در يك دشت بزرگ از دور چراغ ثابتي را ديدم.به تدريج متوجه شدم كه دو چراغه است و وقتي نزديكتر شدم طرف شرع كرد به بالا و پائين كردن نور .احساس كردم كه ممكن است راهزن باشند .وقتي از كنارشان رد شدم ديدم ماشين پيكان تقريبا كهنه اي با چراغ روشن و درحالي كه ظاهرا فرد پياده اي هم نداشت بي حركت ايستاده و چراغ مي زند.بعد كه قصه را در پمپ بنزين فراشبند تعريف كردم گفتند دليل كم ترددي اين مسير موارد راهزني و حتي جنايت در همان محلهاي مورد اشاره من است.
چند ماهي است كه اخبار راهزني دريايي هم هر روز در رسانه ها منتشر مي شود.موضوعي كه تا چند سال پيش فقط در كارتونها و فيلمهاي تخيلي ديده مي شد و تصور عملي از آن وجود نداشت.داشتم با خودم فكر مي كردم اين موضوع بازگشت بشر به اعصار و قرون راهزني سرگردنه و دزدي دريايي معلول چه عواملي است ؟نظر شما در مورد دلايل اين ارتجاع زشت چيست؟
این روزها همه ی مردم آزاده ی جهان روحشان آزرده است.در مورد بعضی مسائل این حس مشترک میان انسانها به وجود می آید .حسی که بر خلاف موضوعات سیاسی مرز ایدئولوژیک هم ندارد.فکر می کنم من و شما این روزها شرمنده ایم نه از این بابت که نمی توانیم کمکی به مردم غزه بکنیم از این جهت که به ما هم می گویند "انسان" ، و به آنها که وحشیانه کودکان معصوم را به رگبار می بندند هم می گویند "انسان".چه تشابه جنسیتی زشتی.چه همنوعی خجالت آوری .خدایا اگر آنها انسانند مرا حیوان قرار ده .خدایا مایل نیستیم همنوع کسانی قلمداد شویم که نه بر زنده کودکان رحم می کنند و نه بر جسد مرده شان.دیروز در اخبار آورده بودند که سگهای دو پای صهیونیست سگهای چهارپایی را برای دریدن اجساد کشتگان به خدمت گرفته اند.خدایا تو خود می دانی که آن سگهای چهارپا صد شرف دارند بر این سگهای دوپا .آنها فقط به غریزه شان عمل می کنند اما اینها به چه ؟

خدایا تو منزه تر از آنی که آستانه ی تحملی داشته باشی و یا حوصله ات از این حیوان صفتی ها سر برود .اما ما تحمل دیدن چنین صحنه هایی را نداریم.خدایا به خاطر کودکانمان که هاج و واج این صحنه های زشت را از تلویزیونها می بینند و درماندگی ما که توضیح و توجیهی برای فرزندانمان نداریم قدرت بی انتهایت را بر فرق اینان فرود آور آنچنان که با اصحاب فیل کردی .
نوع نگاه به زن و جايگاه آن در اجتماع آن قدر مهم است كه به صورت غير رسمي به شاخصي براي اندازه گیری توسعه يافتگي جوامع تبديل شده است.در قرآن كريم هم بارها اعراب به اين دليل كه نگاه تحقيرآميز به زن داشته اند جاهل معرفي شده و ملامت شده اند.متاسفانه با گذشت ۱۵ قرن از این تصریحات کلام خداوند ، باز هم كساني كه خود را مسلمان دانسته و براي رمضان و محرم سينه چاك مي دهند بر خلاف آموزه هاي مترقي اسلام نگاه تحقيرآميز به زنان را ادامه مي دهند.هفته گذشته در يك بيمارستان به فاصله چند دقيقه دو صحنه مشمئز كننده از اين دست ديده شده است:
*زني براي زايمان دوم به اتفاق مادرش مراجعه مي كند.در پاسخ به درخواست پذيرش بيمارستان براي امضاي متن رضايتنامه سزارين از طرف همسر زن بيچاره مي گويد چون فرزند دومم نيز مانند اول دختر است همسرم راضي نشده به بيمارستان بيايد و گفته بچه نمي خواهد ! مادرش هم اين گفته را تاييد مي كند .

*زني به اتفاق خانواده خودش براي كورتاژ جنين مرده اش در بيمارستان هستند.همسرش در ميان جمع با صداي بلند از واريز وجه عمل به حساب صندوق خودداري مي كند .صداي دعوا در بيمارستان مي پيچد و همه جمع مي شوند.مرد مي گويد چون به خاطر بي دقتي خودش جنين مرده است هزينه اش را نمي دهد.خانواده زن هم مي گويند دخترمان را همين الان طلاق بده تا هزينه اش را بدهيم.ما كه نبايد خرج زن تو را بدهيم خرج دختر خودمان را مي دهيم به راستي در هر دو مورد و موارد مشابه گناه قربانيان چيست؟وظيفه چه كسي و چه كساني است كه به مبارزه با اين رفتارهاي جاهلي كه هنوز در برخي خانواده ها و مردان وجود دارد برخيزند؟فكر مي كنم "ان جي او "هاي مردمي به علت نزديك بودن به بافت جامعه و حضور در ميان صاحبان اين خرده فرهنگها در كنار مبلغين مذهبي بيشترين و سنگين ترين وظيفه را به عهده دارند.
من از اونایی هستم که معتقدم هیچ چیز طبیعت بی حکمت نیست به همین خاطر علاقه مندم مطالبی از این دست بخونم که با اعتقاداتم سازگاره.یکی از دوستان مدتی پیش ایمیلی فوروارد کرده و در آن لینکی فرستاده بود که ازش خیلی خوشم اومد اما حوصله نداشتم ترجمه اش کنم و بذارمش رو اینترنت.امروز اتفاقی دیدم یکی دیگه زحمت ترجمه اش را کشیده .بدون دستکاری و تغییر نقلش می کنم.شما هم ببینید بد نیست.اینکه حتی شکل میوه ها و غذاها بی حکمت نیست !

هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان می دهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.

وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه...

حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.

گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد

تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.

ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه.

آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه..

انجیر پر از دونه هستش که وقتی که رشد میکنه بصورت دوتایی رو درخت آویزونه(تا حالا دقت نکردم
).انجیر باعث افزایش تعداد و حرکت اسپرم مرد و همچنین جلوگیری از عقیم شدن میشود.

Sweet potatoes (نمیدونم فارسیش چی میشه )شبیه لوزلمعده هستش که باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود.

زیتون به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند

کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.

پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد.امروزه تحقیقات نشان داده است که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست.و باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد.
آدمهاي هم سن و سال من كودكيشان زماني آغاز شده كه اسم امام خميني بيش از هر اسم ديگري در جامعه بر سر زبانها بوده است.من انقلاب را به ياد نمي آورم اما حوادث حاشيه اي آن را كه مربوط به اطرافيان و خانواده بوده به سختي به ياد دارم.وقتي هم كه به تدريج بزرگتر شديم باز نام امام خميني بيش از هر نامي و صدا و تصويرش بيش از هر كس ديگر در چشم و گوشمان بوده است.مثلا يادم هست كه وقتي مادرم مي خواست مطمئن شويم كه كاري را حتما انجام مي دهد به جد امام خميني قسم مي خورد .حالا گاهي ممكن بود اين قسم خوردن براي تنبيه ما هم باشد اما وجه مشترك آن اعتقاد راسخي بود كه پدران و مادران ما به امام داشتند.براي من عكس و شخصيت امام دوست داشتني بود .هنوز هم دوست ندارم عشق كودكي ام به شخصيت امام خميني را به تحليل هاي سياسي آغشته كنم.عاشق امام بودم.يكي از غمناك ترين خاطراتم روز وفات امام و يكي از دوست داشتني ترين لحظات اين روزهايم شنيدن سخنراني هاي آرشيو شده ي اوست.باز هم مي گويم اصلا در اين يك مورد مايل نيستم هيچ تحليل سياسي داشته باشم .اين يك تيكه عاشقانه بمونه.

دیروز روز زمین پاک بود و شما حتما دیدید که رسانه های خارجی چقدر حداقل در زبان به آن پرداختند .اتفاقی که در کشور ما نیفتاد.یاهو و گوگل لوگوی خودشون رو به مناسبت ۲۲ اپريل سبز کرده بودند .

شاید گرد و خاک ناشی از زمین ناپاک که فضای جنوب کشور رو فراگرفته بود این فرصت رو از ما گرفت که درباره ی این موضوع حیاتی فکر کنیم.واقعیت این است که اقدامات ضدطبیعی بشر به شدت سلامت و پاکی زمین را تحت الشعاع قرار داده است.پدیده ی گازهای گلخانه ای ناشی از افزایش سوختن هیدروکربنها ،رقيق شدن لايه ازن به علت صعود آلاينده ها به بالاي جو،گرم شدن كره ي زمين و افزايش مناطق خشك ،كم شدن ذخاير آب به علت برداشتهاي زياد از منابع آب ،معضل سرريز فاضلابهاي بيولوژيك و صنعتي به رودخانه ها و محيط ،قطع زنجيره ي تبديل مواد با توليد مواد غير قابل تجزيه در طبيعت ،تخريب جنگلها و زمينهاي سبز با مقاصد تجاري و دهها عامل ديگر باعث شده اند بشر روز به روز آرامشگاه خود را به آرامگاه نزديكتر كند!
عليرغم موافقتنامه هاي جهاني در خصوص كنترل آلودگي متاسفانه در كشورهاي مختلف عزم راسخي براي جلوگيري از اين اتفاق وحشتناك و سريع ديده نمي شود.روز هواي پاك شايد فرصتي باشد براي اينكه به آينده ي خود و سرنوشت فرزندانمان بينديشيم.اينده اي كه در صورت استمرار وضع موجود بسيار بحراني ،تاريك و خطرناك به نظر مي آيد .
راستي شايسته نيست هر روز را روز زمين بپنداريم و براي پاكي اين كره ي خاكي به عنوان هديه ي ارزشمند الهي بكوشيم ؟