امروز دومین سالروز تولد "نخل نفت دریا"بود.فرصتی است که از همه ی دوستان و خوانندگانی که در این دو سال مشوقی برای نوشتنم بوده اند سپاسگزاری کنم.نوشته هایی که جز با دیده ی خطاپوش یاران ارزش خواندن و نقد نداشته اند.شرمنده محبت دوستانم
همین !
این روزها همه ی مردم آزاده ی جهان روحشان آزرده است.در مورد بعضی مسائل این حس مشترک میان انسانها به وجود می آید .حسی که بر خلاف موضوعات سیاسی مرز ایدئولوژیک هم ندارد.فکر می کنم من و شما این روزها شرمنده ایم نه از این بابت که نمی توانیم کمکی به مردم غزه بکنیم از این جهت که به ما هم می گویند "انسان" ، و به آنها که وحشیانه کودکان معصوم را به رگبار می بندند هم می گویند "انسان".چه تشابه جنسیتی زشتی.چه همنوعی خجالت آوری .خدایا اگر آنها انسانند مرا حیوان قرار ده .خدایا مایل نیستیم همنوع کسانی قلمداد شویم که نه بر زنده کودکان رحم می کنند و نه بر جسد مرده شان.دیروز در اخبار آورده بودند که سگهای دو پای صهیونیست سگهای چهارپایی را برای دریدن اجساد کشتگان به خدمت گرفته اند.خدایا تو خود می دانی که آن سگهای چهارپا صد شرف دارند بر این سگهای دوپا .آنها فقط به غریزه شان عمل می کنند اما اینها به چه ؟

خدایا تو منزه تر از آنی که آستانه ی تحملی داشته باشی و یا حوصله ات از این حیوان صفتی ها سر برود .اما ما تحمل دیدن چنین صحنه هایی را نداریم.خدایا به خاطر کودکانمان که هاج و واج این صحنه های زشت را از تلویزیونها می بینند و درماندگی ما که توضیح و توجیهی برای فرزندانمان نداریم قدرت بی انتهایت را بر فرق اینان فرود آور آنچنان که با اصحاب فیل کردی .
بعضی حرفها آدم رو بدجور می گیره.این روزها منبر امام حسین همه جا برپاست و انواع روضه ها از نوع با تحریف و بدون تحریف به گوش می خوره.بعضی حرف ها اگر چه ممکن است واقعی نباشه اما برداشتهای عرفانی از حادثه عاشورا هستند که گاه خیلی احساسی می شوند و من معتقدم اگر گوینده ذکر کنه که این را به عنوان زبان حال یا برداشت عرفانی می گه نه تنها تحریف نیست که زیبا هم هست.این را گفتم که بهانه ای باشه برای نقل یه مطلب که چند روز پیش از یک منبری شنیدم.از قول شیخ جعفر شوشتری می گفت:اینکه امام حسین ع می فرماید :"اگر دین محمد بدون قتل من برپا نمی شود پس ای شمشیرها مرا در یابید" به این دلیل است که اگر امام حسین این مجوز و دستور را به شمشیرها نمی داد مانند آنچه در قربانی اسماعیل پیش آمد ممکن بود شمشیرها در روز عاشورا برندگی خود را از دست بدهند و از امر صاحبان خود سر باز بزنند .
من خیلی از این تعبیر عارفانه که برداشتی از یک واقعیت تاریخی و قرآنی است و در عین حال گویای بزرگی شخصیت امام حسین ع است لذت بردم.
عاشورا پیشاپیش تسلیت باد
مدتها تصمیم داشتم در مورد شخصیت بزرگ آیت الله شیخ غلامحسین جمی امام جمعه آبادان مطلبی بنویسم .مدتی پیش هنگام عبور از شهر اهرم عکس این بزرگوار را روی بیلبوردی دیدم اما به علت سرعت زیاد نتوانستم بدانم به چه مناسبت نصب شده بود حدس زدم مراسم بزرگداشتی برای ایشان برگزار کرده اند .تا اینکه دیروز در خبرها خواندم این روحانی مبارز و رزمنده و شجاع هوشیاری خود را از دست داده و در بیمارستان بستری است.
آقای جمی متولد شهر اهرم در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی از پدری محترم است که مردم منطقه او و خانواده اش را خوب می شناسند.دقیقا نمی دانم نام فامیل "جمی" به چه دلیل بر این خانواده گذاشته شده است .شاید اصلیت جمی داشته اند. در میان برادرانی با تفکرهای متفاوت که گاه حتی عضویت در احزابی مانند توده را هم داشته اند غلامحسین پس از تحصیل در اهرم و برازجان و بوشهر به آبادان رفته و در آنجا از محضر آیت الله قائمی که صاحب رساله بوده علوم دینی را فرا می گیرد.فرصتی هم پیدا می کند که به نجف برود و در آنجا نیز از محضر اساتید آن زمان دروس حوزوی را بیشتر و بهتر فرا گیرد.شیخ اما بعد از بازگشت به آبادان دیگر در همانجا می ماند و پس از مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نماینده امام و امام جمعه این شهر مهم منصوب می شود.در شجاعت آقای جمی همین بس که در تمام طول جنگ حتی یک روز آبادان را تخلیه نکرد و ضمن دفاع ، نماز جمعه را حتی با تعداد معدود ترک نکرد.سخنرانی های آتشین شیخ در رادیو آبادان برای رزمندگان آن روزها و امثال من که معتاد رادیو بودیم ! خاطره انگیز است.سخنرانی های حماسی با ته لهجه ی تنگستانی .
بعدها نیز جز سفرهایی که سالی یکبار به استان بوشهر داشت عملا شیخ آبادان را تا به امروز ترک نکرده است.البته به لحاظ سیاست داخلی هم هیچگاه بی طرف نبوده است نمونه بارز آن سخنان جمی در نماز جمعه آبادان در ایام خرداد ۷۶ به حمایت از خاتمی بود که طی آن از حملات برخی انقلابیون به خاتمی به شدت انتقاد کرد.فرزند شیخ یعنی مهندس احمد جمی هم در دولت قبل رئیس منطقه ی ویژه ی انرژی اقتصادی پارس جنوبی بود و اگر اشتباه نکنم یکی دو بار از تنگستان کاندید مجلس شد.
خلاصه ی کلام اینکه شیخ غلامحسین جمی برای استان بوشهر افتخاری است که نمی توان آن را نادیده گرفت.از خداوند بزرگ شفا و عاقبت به خیری برایش آرزومندم.