تبليغاتX
نخل،نفت،دريا

یه اظهار نظر اقتصادی می خوام بکنم نصفی شوخی نصفی جدی .البته من شانس ندارم و بعضی خوانندگان وبلاگم معمولا نصفه اول و دوم رو یه جور می بینند.نمونه اش هم مطلب قبلی بود که همه فکر کرده بودند من از ته دل ناراحتم که چرا ۱۰۰ میلیون هزینه نکرده ام که حالا نماینده مجلس باشم و مجلس پولش رو برگردونه !!یا اینکه مثلا من واقعا متاسف شده ام که چرا مثل آقای کردان مدرک دکتری جور نکرده ام!بگذریم...

من از اونایی نیستم که توهم توطئه داشته باشم اما از طرفی بعضی مسائل به شکل تابلویی آدم رو قلقلک می دن که حرفای نامربوط بزنه !مثلا همین بحران اقتصادی آمریکا و طرح نجات ملی جرج بوش .من نفهمیدم این چطور بحران خطرناکی برای امریکاست که دلار تو سری خورده ی یک ماه پیش روز به روز داره به ارزشش افزوده میشه و نفت گرون ۱۳۰ دلاری هم رسیده به هفتاد دلار !!کشورهای شرقی که رقیب آمریکا بودند و اقتصاد آمریکا را در موازنه قدرت به شدت عقب رونده بودند هم به نحو حیرت انگیزی ضربه خورده اند.

اگه یادتون باشه چند سال پیش هم وقتی ۱۱ سپتامبر پیش اومد یک سری از نظریه پردازان و تحلیلگران سیاسی در دنیا این اعتقاد رو داشتند که این انفجارها ساخته ی دست مافیای اقتصادی و سیاسی است برای اینکه دست دولت آمریکا برای اقدامات بعدی باز بشه.من فکر می کنم این یه اصل عقلائی در بازی سیاست هست که آدم بیاد و یه ضرر مقطعی رو تحمل کنه اما در نتیجه ی اون کار ، معادله رو برگردونه سر جای قبلیش .خیلی از آمریکایی ها از نژاد آنگلوساکسون هستند و از انگلیسی های پدر سوخته هم که هیچی بعید نیست !

+ نوشته شده در شنبه 27 مهر1387ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط مهدي يوسفي |

من اگر از قبل بعضي چيزا رو مي دونستم وضعم الان خيلي بهتر بود.مثلا فرض كنيد من پارسال همچين روزهايي مي دونستم ميشه مدرك قلابي گرفت و تازه اگر لو بره هيچ اتفاقي نمي افته. هر چی باشه پیشوند دکتر مردم پسند تر از مهندسه.يه دكتراي افتخاري از يه دانشگاه با كلاس جور مي كردم و بدون دغدغه و با علم به بازگشت سرمايه در كمتر از يكسال، ۱۰۰ ميليون تومان در انتخابات مجلس هزينه مي كردم.امروز نماينده مجلس بودم با خيال راحت به مردم خدمت مي كردم !

من متاسفانه فقط بيست ميليون تومان در انتخابات گذشته هزينه كردم.خب نمي دونستم صد تومنش زود برمي گيره !!

+ نوشته شده در شنبه 20 مهر1387ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط مهدي يوسفي |

هفته ي پيش شب روز عيد سعيد فطر مصادف شده بود با دومين سالگرد شروع به كار سايت خبري تحليلي بنا در بوشهر.دوستان از من هم دعوت كرده بودند كه در آنجا سخنراني كوتاه داشته باشم.متاسفانه برنامه ها به هم خورد و من با تاخير يك روزه به بوشهر رفتم.قرار شد براي جبران مافات مطلب كوتاهي بنويسم براي ويژه نامه شان.البته بزرگاني مثل استاندار سابق و ساير "دامت افاضاته ها" مطلب نوشته بودند كه مال ما در مقابلشان ناچيز بود.مطلب را عينا نقل مي كنم تا شما هم ببينيد و همين جا تشكري كنم از گردانندگان آن سايت خبري كه به بنده لطف كرده بودند و در عنوان مطلب نوشته بودند:يوسفي عضو شوراي تصميم سايت .اين عنوان افتخاري براي من كه هيچ گاه نتوانسته ام حضورا به آنها كمكي كنم عجیب ،غنيمت و مايه تقدير است.حالا كه ما ده تا پست بي مزد و مواجب داريم اينم روش !!

از هر كسي در مورد مهمترين مساله امروز بشريت سوال شود بي شك بحث توسعه و جوانب آن را مطرح مي‌نمايد. در دنياي پرشتاب كنوني راه‌هاي قدم‌گذاري در مسير توسعه و روش‌هاي پيمايش اين مسير به عنوان علامت‌هاي سؤال جدي مطرح هستند. جالب اين است كه قريب به اتفاق نظريه پردازان‌، توسعه‌ي متوازن و موزون و همگون را پيشنهاد مي‌كنند‌. موضوعي كه احتمالاً ناشي از سرخوردگي از توسعه كاريكاتوري قرن گذشته در دنيا است. منظور از توسعه متوازن توسعه‌اي است كه شكاف ميان سنت و مدرنيته در آن زياد نباشد و به گونه‌اي ارتباط منطقي ميان اين دو را ايجاد نمايد. ابزارهاي توسعه در دنياي امروز هم متفاوت هستند و البته كسي نيست كه منكر شود يكي از اين ابزارها جامعه‌ي شبكه‌اي است. در اين جامعه كه به آن فضاي مجازي هم مي‌گويند مكان غير‌قابل لمسي براي حضور استعدادها و به اشتراك‌گذاري دانسته‌ها ايجاد مي‌شود كه نتايج آن بر خلاف بسترش كاملاً غير مجازي و ملموس است.
با كوچك‌ترين بررسي مي‌توان تأثير شگرف توسعه اينترنت را در دنيا و به تبع آن در مقياسي البته به مراتب كوچكتر در كشور ما مشاهده نمود. فضاي مجازي باعث توسعه دموكراسي نيز مي‌گردد، زيرا دموكراسي در بستر شفافيت شكل مي‌گيرد و سايت‌هاي اينترنتي كاركردشان شفاف‌سازي در زمينه‌هاي مختلف است. البته دموكراسي يك جريان واقعي و رئال است كه بر فناوري ارتباطات تقدم دارد‌ به اين معني كه تكنولوژي ارتباطات گرايش به دموكراسي را ايجاد نمي‌كند، بلكه روند دستيابي به آن را تسريع مي‌كند.

علماي عالم ارتباطات معتقدند اگر به اينترنت‌ به عنوان فرصت‌ (و نه تهديد) نگريسته شود‌، مي‌توان از آن به عنوان فرصت ذيقيمتي براي كم كردن فاصله علمي با جهان‌، مدرنيزاسيون‌، دموكراتيزاسيون و شكوفايي تمدني و فرهنگي استفاده نمود‌.متأسفانه در كشور ما مرسوم است‌ كه در مقابل هر پديده تازه‌اي ابتدا به شكل كاملاً ترديد‌آميز فيگور دفاعي مي‌گيريم و وقتي پس از فرصت سوزي‌هاي بسيار متوجه شديم كه قدرت مقابله را نداريم مجبور به پذيرش با اكراه آن مي‌شويم و تازه آن روز آنقدر دير شده است كه دنيا تكنولوژي جديد‌تري را عرضه كرده باشد و ما دوباره همان دور و تسلسل غلط موضعگيري منفي خود را تكرار نماييم.


نمي‌خواهم كسي فكر كند نگارنده متوجه خطرات و پيامدهاي بد تكنولوژي‌هاي جديد نيست‌. من به خوبي مي‌دانم كه بحران معنويت‌، بحران اخلاق‌، فروپاشي نظام خانواده‌ و هزاران درد بي‌درمان ديگر نتيجه همين تكنولوژي‌هاست اما مگر غربي‌ها اين را نمي‌فهمند؟ آن‌ها خيلي بيش از ما و با ديدي تيزبين‌تر از ما اينها را مي‌دانند و نگران هستند اما ضمناً پذيرفته‌اند كه بايد فرهنگ‌سازي كرد و نبايد از منافع تكنولوژي به خاطر خطرات سوء احتمالي چشم پوشيد. بدبختانه آن‌ها در زمينه كم كردن اثرات مخرب اين پديده‌ها بسيار از ما جلوترند بدون اينكه فيلتراسيوني به كار برده باشند.

نگارنده معتقد است در مقابل پديده‌هاي نو نبايد با ذوق‌زدگي همه چيز را باخت و نبايد با اخم روي برگرداند و اين يعني به كارگيري تكنولوژي در خدمت اهداف بشريت به شكل متوازن.

اين‌ها را گفتم تا مقدمه‌اي باشد براي تبريگ گفتن دومين سال راه‌اندازي «سايت خبري تحليلي بُنا» كه به نحو معتدلي اخبار و تحليل‌هاي روز استان را در اختيار جامعه تشنه اطلاعات قرار مي‌دهد. در مقابل برخي سايت‌ها كه به نيت جذب مخاطب بيشتر و يا گروكشي سياسي‌ از بيان هيچ مطلب سخيف و كذبي ابا ندارند چند سايت خبري در استان وجود دارد كه مشي اعتدال را برگزيده‌اند و بُنا يكي از خوب‌هاي آن‌هاست. با مروري بر اخبار و تحليل‌هاي اين سايت مي‌توان رعايت حتي المقدور انصاف را تا حدود قابل توجهي ديد‌. همين كه يك سايت خبري در آشفته بازار سياست استان بوشهر اخبار شخصيت‌هاي و گروه‌هاي اصلاح‌طلب و اصولگرا را به صورت متوازن در اختيار خوانندگان قرار دهد كار سخت و قابل تحسيني است. شايد دليل اين آزادگي هم جوان بودن كادر نويسندگان آن باشد كه به اقتضاي جواني حقيقت طلبند و چون دنبال بخشداري و فرمانداري در اين جناح و آن جناح نيستند، توانسته‌اند بدون باج دهي و باج‌گيري كار خود را پيش ببرند. قطعاً بر سايت خبري تحليلي بُنا انتقاداتي هم وارد است، اما در مجموع مي‌توان اميدوار بود با توسعه شبكه خبرنگاران‌ به سطحي بسيار قابل قبول‌تر برسد. ضمن تبريك دومين سال تولد و به اميد برگزاري جشن تولدهاي با شكوه‌تر در ساليان آتي براي كليه دست اندركاران اين نشريه مجازي، توفيق روز افزون در خدمتگزاري به اهداف متعالي نظام مقدس جمهوري اسلامي را آرزومندم.

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مهر1387ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط مهدي يوسفي |

فكر مي كنم مدرسه براي همه مخلوطي از احساس تلخ و شيرينه.بچه ها اصولا مايل نيستند قيد و بند داشته باشند و از اين جهت از مدرسه و معلم و مدير بدشون مياد.از طرفي مدرسه محل بروز و ظهور شخصيت و پيداكردن دوستان و تمرين رقابت در اجتماعه و به همين دليل رقم زننده ي خاطرات خوش زندگي .همه ي ما اين پارادوكس رو گذرونديم يا در حال گذرانش هستيم.

ديروز مدارس باز شدند و دانش آموزان سال جديدي رو شروع كردند.من خودم به خوبي يادمه روز اول مدرسه ام رو . و اينكه اينقدر نادون بودم كه روز دوم رفتم سر كلاس دوم نشستم فكر مي كردم آدم هر روز يه كلاس مي خونه ! خنده ي اون روز بچه ها رو يادم نمي ره ! و البته شايد به خاطر "رو كم كني" بود كه كلاس دوم رو جهشي خوندم و سال بعد همكلاس همونايي شدم كه بهم خنديده بودند.كساني كه يكي دوتاشون هنوز باهام دوستند و خيلي هاشون رو سالهاست كه ديگه نديده ام.بعضي اول مهرها را يادم نيست مثلا نمي تونم به خاطر بيارم روز اول سال چهارم ابتدايي  يا دوم راهنمايي چه شكلي بوده ، اما روز اول هر مقطع معمولا فراموش نشدنيه.يكي از اول مهرها هم كه در روزنامه خبر  شيراز ثبت شده بوده عكسش هست كه مي بينيد.روز اول سال دوم دبيرستان.

من /عباس عمراني/ رضا مهراني/نواب قائدي/عبدالاله نژادمطوري و ....

حالا كه از فضاي عزاداري مولاي متقيان بيرون اومديم براي تنوع گفتم شايد بد نباشه يه بازي كامنتي راه بندازيم و هر كسي از روز اول مهري كه يادش مياد بگه و احساسش نسبت به مدرسه و همكلاسيها و معلماي قديمي.اونايي كه يه روز به مرگشون راضي بوديم و نفرينشون مي كرديم كه خدا كنه پاشون بشكنه و نيان مدرسه كه كلاس تشكيل نشه .امروز اما وقتي نامشون رو مي بريم اشك تو چشمامون حلقه مي زنه.پس لطفا تو اين زمينه كامنت بذارين .

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 7:30 قبل از ظهر توسط مهدي يوسفي |